الشيخ أبو الفتوح الرازي

125

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

واحدست فى قوله : . . . فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 1 ) . و اين جا ( 2 ) جمع است لقوله : * ( وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ ) * ، حق تعالى اوّل آيت بر عموم نهاد و خطاب كرد با راكب برّ و بحر ، آنگه تخصيص كرد راكب بحر را ، گفت : * ( حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ ) * ، و عدول كرد از خطاب با غياب . و كشتيها ببرد ايشان را * ( بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ ) * ، به بادى خوش ، و چون باد نرم باشد كشتى خوش رود و راست و آسان رود . * ( وَفَرِحُوا بِها ) * ، اهل كشتى و سكّان او شادمانه شوند به آن باد و گمان برند كه همچنان خواهد بودن . * ( جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ ) * ، بادى سخت برآيد و دريا آشفتن گيرد و موجها خاستن گيرد ، * ( وَجاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ ) * ، از هر جاى ، و ايشان فرو مانند و بترسند و گمان برند كه عذاب خداى به ايشان محيط شد و وقت هلاك نزديك آمد . * ( دَعَوُا اللَّه ) * ، در دعا گيرند و دل با خداى راست كنند ، و اخلاص كار بندند ، و دست به دعا بردارند و گويند : بار خدايا ! اگر ما را برهانى از اين جا ، ما از جملهء شاكران و شكر كنندگان باشيم . * ( فَلَمَّا أَنْجاهُمْ ) * ، چون خداى تعالى ايشان را برهاند از آن ورطه ، * ( إِذا هُمْ يَبْغُونَ ) * ، ايشان را بينى كه بغى كنند و ظلم و تعدّى كردن گيرند در زمين . آنگه گفت : از ( 3 ) بغى انسان مرا چه زيان است ! اى مردمان ظالم باغى ! بر خويشتن بغى ( 4 ) مىكنى و به جاى خود بد مىكنى ( 5 ) . * ( وَجَرَيْنَ بِهِمْ ) * ، « نون » ، ضمير فلك است كه جمع نهاد آن را ، و « با » ، تعديه راست فى بهم ، و فى قوله * ( بِرِيحٍ ) * ، آلت ( 6 ) راست چنان كه : كتبت بالقلم ، و ريح ، مؤنّث است براى آن گفت : * ( طَيِّبَةٍ ) * ، و بيان كرديم در سورة الاعراف كه : عرب بسيار عدول كنند از مخاطبه به مغايبه ، و از مغايبه به مخاطبه ، منها قول الشّاعر : باتت تشكّي الىّ النّفس مجهشة و قد حملتك سبعا بعد سبعينا آغاز به مغايبه كرد و آنگاه با خطاب رجوع كرد ، و در آيت همچنين كرد . و قوله :

--> ( 1 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 119 . ( 2 ) . آج ، لب ، آز : آن جا كه . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : آن . ( 4 ) . مل : ظلم . ( 5 ) . آج فى قوله ، مج ، لب ، آز قوله . ( 6 ) . اساس : بر حاله ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .